قواعد تجوید از درس چهارم تا درس هشتم
«انواع ادغام»
1-متماثل(همانند): دو حرف متماثل حرف هایی هستند که در مخرج و صفت متفقند هر گاه هر حرف ساکنی به حرف مثل خودش برسد (متماثل) ادغام می شود.مثال:اِذ ذَهَب – کَم مِن
2-متجانس:حرف هایی هستند که مخرج متفق دارند ولی صفات آنها با یکدیگر فرق دارند که هرگاه دو حرف متجانس به هم برسند ادغام روی می دهد. این حروف عبارتند از:(ت در ط و بالعکس – ت در د و بالعکس – ث در ذ– ذ در ظ– ب در م)مثال:اِذ ظَلَموا – اجیبت دَعوَتُکُما – قَد تَبَیَّنَ – اِرکَب مَعَنا
3- متقارب:حرف هایی هستند که مخارج نزدیک به هم دارند.در حروف متقارب ادغام روی میدهد. مثال:قُل رَبّی – نَخلُقکُم – بَل رَفَعَ – مَن ماء(ادغام مع الغنه نون ساکن)- مِن رَبِّهِم(ادغام بلا غنه نون ساکن)
استثنائات:اگر در حروف متمائل حرف اول از دو حرف جزء حروف مدی (ا-ای-او)باشد ادغام نمیشود – قیل مَن راقَ در حروف متقارب ادغام نمی شود.
پس هرگاه تنوین یا نون ساکن به حروف(یرملون) – هر حرف ساکن به حرف مثل خودش(متماثل) و حرف (ت به ط و بالعکس – ت به د و بالعکس – ث به ذ – ذ به ظ - ب به م)که حروف متجانس و متقارب اند برسند، ادغام کامل یا ناقص به وجود می آید.
ادغام کامل:هرگاه حرف اولی کامل ازبین برود وبه طور کامل به حرف دومی تبدیل شود(بلا غنه)
ادغام ناقص:هر گاه حرف اولی کامل از بین نرود و اثری از آن باقی بماند(مع الغنه).
4- متباعد(دور از هم): دو حرفی را گویند که مخرج های آن ها ازهم دورند وهیچ ادغامی در کار نیست.
درس پنجم
«حروف قلقله – استعلا – استفال- التقاءساکنین – همزه وصل»
حروف قلقله: هرگاه به پنج حرف(ق – ط – ب – ج – د) برسیم آنها را به صورتی که مابین ساکن و فتحه باشد تلفظ می کنیم و به شدت آنها را می خوانیم یا به اصطلاح آن ها را می اندازیم. قویترین درجات این صفت در حرف ساکن است. مثال: اَحَد – فَلَق – خَلق – لَهَب
حروف استعلا: استعلا در لغت به معنی بالا رفتن و متعالی شدن است و در اصطلاح به معنی بالا رفتن قسمت بزرگی از زبان یا اکثر آن هنگام تلفظ حرف می باشد. این حروف هفت تا هستند و عبارتند از(خ- غ- ص- ض- ط – ظ - ق) این حروف بزرگ خوانده می شوند.مثال:مِرصاد-خالد
حروف استفال: استفال به معنی پایین آمدن است و در تجوید برعکس استعلا است. غیر از هفت حرف استعلا ما بقی حروف استفال می باشند و سبک و کوچک خوانده می شوند. مثال:کاهِن-حاسد-جاءَ
التقاء ساکنین:
هرگاه تنوین به همزه وصل (أ) برسد به ن تنوین، یک کسره داده می شود. مثال:اَحَدٌ الله(اَحَدُن ِالله)– مُحَمَّداًالوسیله (مُحَمَّدَن ِالوسیله)– کَرَماتٍ اشتَدَّت (کَرَماتِن ِاشتَدَّت)
همزه وصل(أ):
کلماتی که با همزه وصل شروع می شوند،اگر آن کلمه غیر از فعل باشدهمزه وصل، فتحه می گیرد. مثال: الّذی(اَلّذی). واگر فعل باشد دو حالت دارد: اگراولین حرف متحرک آن ضمّه داشته باشدهمزه وصل،ضمّه می گیرد،مثال: اکتُب(اُکتُب)- واگر فتحه یا کسره داشته باشد همزه وصل کسره می گیرد. مثال: ارجِع(ا ِرجِع)- أفعَل(اِفعَل)
درس ششم
«قوانین مربوط به (را) و (لام)»
(را)
تفخیم:هر گاه حرف (ر) فتحه یا ضمه داشته باشد و یا ساکن باشد و حرف ماقبل (ر) فتحه یا ضمه داشته باشد و یا خودش و ماقبلش ساکن باشد و ماقبل ماقبلش فتحه یا ضمه داشته باشد مفخم یا بزرگ خوانده می شود.مثال:نارُالله – مَرجان – عُسر – راضیه
ترقیق:هرگاه حرف (ر) کسره داشته باشد یا ساکن باشد و ماقبل آن کسره داشته باشد یا ساکن باشد و حرف ماقبل آن هم ساکن باشد و حرف ماقبل ماقبل آن کسره داشته باشد و همچنین اگر ساکن باشد و حرف ماقبل آن (ی) باشد به صورت ترقیق و کوچک خوانده می شود.مثال:رِحلة – فِردوس – وِرد – خَیر – حِجر
*هرگاه قبل از (ر) ساکن ، (ی) ساکن قرار گیرد صرف نظر از اینکه ماقبل آن چیست (ر) ترقیق خوانده می شود*
استثنائات:هر گاه بعد از (ر) ساکن ماقبل مکسور حروف استعلا(خ- غ- ص- ض- ط – ظ - ق) قرار گیرند (ر) تفخیم می شود که از این نوع پنج کلمه در قرآن کریم آمده است که عبارتند از:قِرطاس(سوره انعام آیه7) – فِرقه و إِرْصَادًا (سوره توبه آیه 122 و 107) – مِرصادا (سوره نبأ آیه 21) – لَبِالْمِرْصَادِ (سوره فجر آیه 14)
اگر ماقبل(ر) ساکن ،کسره عارضی باشد نه اصلی همیشه تفخیم خوانده می شود.مثال:اِرکَبوا – اِرجَع – لِمَنِ ارتَضی – اَم ارتَابُوا
اگر حرف ماقبل (ر ساکن) استعلا باشد و ماقبل حرف استعلای ساکن ،مکسور باشد مفخم می شود.مثال: مِصر
*کلمه مَجراها در سوره هود آیه 41 به صورت ترقیق خوانده می شود. *
(ل)
تفخیم:از آنجاییکه لام جزء حروف استفال است در اصل ترقیق می شود مگر در کلمه جل جلاله (الله) آن هم در صورتی که قبل از کلمه جل جلاله(الله) فتحه یا ضمه (ا یا واو) وجود داشته باشد که در این حالت لام مفخم خوانده می شود. مثال: مِنَ الله – ءَالله – کِتابُ الله – قالوااللّهُمَّ
ترقیق: اگر قبل از کلمه جل جلاله (الله) کسره واقع شود (ل) ترقیق خوانده می شود. مثال:لِلّه – بِسمِ الله – قُلِ اللّهُمِّ – ما یَفتَحِ الله
درس هفتم
«مد و انواع آن»
مد در لغت به معنی طولانی کردن و افزودن است. محل وقوع مد فقط سه حرف است: الف(ا) – واو ساکن ماقبل مضموم( -ُ و) – یای ساکن ما قبل مکسور( –ِ ی)
انواع مد: مد طبیعی – مد فرعی
مد طبیعی:که اگر به این سه حرف (ا-ای-او) بدون مسببات مدی(همزه،تشدید یا سکون) برسیم به آن مد طبیعی می گویند. که دو صدا کشیده می شود. مثال:قَالَ – قِیلَ – نُوحِیهَا
مد فرعی: هر گاه حروف مدی(ا-ای-او)به همزه و ساکن یا تشدید برسند:الف)اگر سبب مد همزه باشد (حروف مدی به همزه برسند) در صورتی که حرف مدی و همزه در یک کلمه واقع باشند مد واجب متصل به وجود می آید که چهار یا پنج صدا کشیده می شود.مثال: جَآءَ – قُرُوء
و اگر حروف مدی و همزه در دو کلمه واقع شده باشند مد جایز منفصل به وجود می آید. که دو یا چهار یا پنج صدا کشیده می شود. مثال: مَآ أُنزِلَ – لا إله الَّا الله
ب)اگر سبب مد تشدید یا سکون باشد:هر گاه حروف مدی (ا-ای-او) به سکون یا تشدید برسند مد لازم به وجود می آید که حتماً باید شش صدا کشیده شود. مثال:یُحا جّون – ولا الضّالّین – الم (الف لام میم) – حم – ن – ص – یس
ج)مد لین: هرگاه دو حرف(واو – ی) ساکن ماقبل مفتوح باشند حروف لین خوانده می شوند که درحالت وصل هیچ مدی وجود ندارد و کشیدن آن ممنوع است ولی در حالت وقف دارای حکم مد عارضی است یعنی دو یا چهار یا شش صدا کشیده می شوند. مثال: خَوف – شیء – صَوت
د)مد عارضی: مدی است که به سبب وقف به خصوص در آخر کلمات بوجود می آید که در اثر این وقف حرکات آخر کلمه به سکون تبدیل می شود که دو یا چهار یا شش صدا کشیده می شود. مثال:رَحیم – رَحمان – نَستَعین
ه)های کنایه:هایی است که به آن از مفرد مذکر غایب کنایه می شود. هر گاه این های مفرد مذکر غایب متحرک باشد و در بین دو حرف متحرک قرار گیرد مدصله گفته می شود که دو صدا کشیده می شود.در صورتیکه مابعد آن همزه متحرک باشد می توان چهار حرکت نیز آنرا کشید.(دو یا چهار) مثال: إنَّهُ لَقَول – إنَّهُ هُوَ – عِندَهُ اِلاّ)– مِن قَبلِهِ لِمَنِ الضَّالّین
استثنائات:یَرفَنهُ لَکُم در سوره زمر آیه 111 بدون مد خوانده می شود – وَیَخلُد فِیه مُهانا در سورهفرقان آیه 69 با مد صله خوانده می شود/
درس هشتم
«وقف و انواع آن»
وقف عبارت است از قطع صدا از کلمه همراه با نفس کشیدن عادی به قصد از سر گرفتن قرائت به کلمه ما بعد مکان وقف.
انواع علامت های وقف:
مـ : رمز وقف لازم است یعنی اگر وصل شود معنی را فاسد می سازد.
قلی(ط): رمز وقف مطلق است یعنی ابتدا به مابعد آن حسن است.(وقف بهتر از وصل است)
صلی(ز): رمز وقف مجوز لوجه است. وصل بهتر از وقف است.
ج: رمز وقف جایز است . وقف و وصل فرقی ندارد.
ص:رمز وقف مرخص برای ضرورت نفس کشیدن است و هنگامی است که کلام طولانی باشد و نفس قطع شود در این صورت قاری می تواند با وجود ارتباط به مابعد وقف نماید.
لا:رمز موضعی است که صلاحیت وقف را ندارد.
.: : وقف مراقبه یا معانقه نامیده مشود که می توان بر یکی از دو محل وقف کرد اما بر هر دو جا نمی توان وقف نمود.
سکت:عبارت است از وقف صدا به زمانی کمتر از وقف بدون آنکه قاری در آن نفس بکشد. مواضع آن در قرآن چهار تاست:سوره کهف آیه 1-2 – سوره یس آیه52 – سوره قیامه آیه 27 – سوره مطففین آیه 14
قطع:عبارت است از منصرف شدن از قرائت و پایان دادن آن و همچنین مشغول شدن به امر خارجی که هیچ رابطه ای با قرائت ندارد که قطع قرائت جز بر سر آیات جایز نیست.
وقف: در وسط آیه جایز است و غالباً در اواخر بهتر.
سجده تلاوت: سَجَدَ وَجهِیَ لِلَّذی خَلَقَهُ و شَقَّ سَمعَهُ و بَصَرَهُ بِحَولِهِ و قُوَّتِهِ فَتَبارَکَ اللهُ أَحسَنُ الخالِقین. (که بعد از نیت فقط یکبار به سجده می رویم و این ذکر را می خوانیم).
«وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.
وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالیمن»
این وبلاگ متعلق به موسسه قرآنی و کانون فرهنگی تبلیغی(مردمی) ایمان میرآباد می باشد.